نیش هیچ عقربی کشنده تر از عقربه های ساعت نیست
————————————————
از وقتی دندان شیری ام افتاده نمیتوانم شیر بخورم
———————————————
شیب جاده با فلفل تند شد
———————————
پیراهنی که عزا گرفته بود از غصه سیاه شد
————————————
انجیر از قیمت خود تعجب کرد و خشک شد
——————————————
وقتی صدایم را بلند می کنم ، کمر سکوتم رگ به رگ می شود.
_________________________
گل میخک با دیدن چکش پژمرد
——————————-
جاده ی متروک دیر گاهیست مقصد را از یاد برده است.
——————————
وقتی پایم پیچ خورد خفه شد
—————————-
آبشار در اوج زیبایی سقوط می کند.
————————————-
خوابگاه شب لبریز از هماغوشی پلکهاست.
—————————————
عمری در قطار زندگی محکوم به پیاده روی بودم.
————————————-
سر حرف را که میبندی، سر سکوت باز میشود.
—————————————
گاهی برای خودت هم دستی تکان بده.
————————————-
باران به سقوطش میگرید.
___________________
حواسم که پرت شد ، شیشه همسایه شکست.
—————————————
وقتی یادم رفت باهاش خداحافظی کردم!
——————————-
یه نفر دلشو می بازه ، مربی اش رو از کار برکنار می کنه.
——————————
قطرات باران هنگام هماغوشی در بستر آب غرق می شوند.
——————————————
عاشق آدم دروغگویی هستم که چشمان راستگویش جبران دروغگوییهایش را میکند.
———————————————
قطرات اشکم را به تساوی میان چشمهایم تقسیم کردم.
———————————————
اینکه قطرات اشکم را با دانه های باران اشتباه نکنم در روزهای بارانی اشک نمی ریزم.
————————————————
شیر فکرم را باز کردم و گلدان شمعدانی را از فکرم سیراب نمودم.
__________________________
با دسته گل به استقبال میکروبی که تازه وارد بدنم شده بود شتافتم.
——————————————————
از وقتی گیاهخوار شده ام به جای خون در عروقم کلروفیل جریان دارد.
————————————————————
فلسفه به وجود آمدن شب فقط به خاطر این است که ما بتوانیم روزها را شماره کنیم.
——————————————————
برای اینکه صدای قلبم ناراحتم نکند شبها آن را خارج از قفسه سینه ام می گذارم.
——————————————————
تمام حشراتی را که برای تغذیه از جسدم وارد گورم شده بودند بلعیدم.
__________________________
گل وجودت را چون قلبم در میان گرفته ام.
————————————-
مقابل در خروجی نگاهت انتظار تصویرم را میکشم.
————————————
سر حرف را که میبندی، سر سکوت باز میشود.
——————————————
اگر بتها را نشکنی، آن ها تو را خواهند شکست.
———————————
قلب آدم برفی، سفید است.
—————————
سیب، به اندازه توانائی اش بزرگ می شود.
___________________
به گلخانه رفتم تا یک بوته ی فراموشی بخرم.
—————————————-
سبیل گذاشتم تا حرفها را زیر سیبیلی رد کنم.
——————————————-
آدم های سر به زیر حتما در چاله نخواهند افتاد ، اما هیچ گاه هم آسمان آبی را نخواهند دید
————————————————
به دست آوردن تجربه های بزرگ معمولا منجر به از دست دادن زندگی عادی می شود
———————————————
می گویند چرا دائما تغییر می کنی ، می گویم شما چرا دائما تغییر نمی کنید ؟
——————————————
روی آدم های منظم می شود حساب کرد ، اما نمی شود آنها را تحمل کرد
——————————————-
من بعضی از دوستانم را از حقیقت بیشتر دوست دارم
——————————————
متوسط بودن ؟! یا بزرگ باش یا بمیر !
__________________
انسان ها ممکن است که با شادی به هم نزدیک شوند ولی با درد در هم فرو می روند .
———————————————
همیشه غمگینانه ترین لحظات را عزیزترین کسانمان به ما هدیه می کنند .
————————————————-
در سفیدی چشمانت تمام رنگها را تجربه کردم ، تا به سیاهی رسیدم.
—————————————————
مغزم بر روی شعله های دلم که برای قلبم می سوخت ، کباب شد.
—————————————————
حیف که گرسنگی شکم با کلمات شیرین برطرف نمی شود .
———————————————
ننگ است که روشنایی دیدگان در ظلمات اندیشه غرق شود.
_____________________
مهربانی را در کودکی یافتم که آبنباتش را به دریاچه نمک انداخت تا شیرین شود
——————————————
انقدر برای غربت تک دانه موی سفیدم غصه خوردم که تمام موهایم سفید شد
—————————————————
بیچاره آن خروسی که با صدای ساعت شماطه دار از خواب برمی خیزد
———————————————-
خوش به حال آن موجود راحتی ،که شیطان برایش درد دل می کند .
———————————————-
سالهاست که کاممان را با حقیقت های تلخ شیرین می کنیم .
——————————————
زن شکسته ترین و خمیده ترین ، ایستاده دنیا است
طفلک ستاره خجالتی چشمکی زد و فرار کرد.
—————————————
زندگی ریسمانی است که از آن تا آنجا که توان داری بالا می*روی.
—————————————————-
وقتی که خورشید مات و مبهوت به زیبایی ماه می نگرد ، شب میشود.
——————————————————-
زمستانها از بینی خورشید قندیل نور آویزان میشود .
برچسب: ایهام,
نویسنده: !میر